أمير صدر الدين ابراهيم امينى هروى
375
فتوحات شاهى ( تاريخ صفوى از آغاز تا سال 920 ه . ق ) ( فارسى )
مقدّسهء رضويّه - على راقدها اصناف التسليم و التحيّه - مشرّف گشت ، عاليجناب سيادت و امارتپناه زين العابدين بيك عمّ بزرگوار حضرت شاه دينپناه را كه حكومت مشهد مقدّسه متعلّق به او بود نيز همراه برده اشارت نمود كه حسين بيك لله نيز از دار السلطنهء هرات رايت عزيمت [ 481 ] برافرازد و خود را در سلك معاونان نجم بيك مندرج مىسازد . و احمد بيك صوفى اغلى كه ايالت هرات از حسين بيك لله به او سمت انتقال يافته بود مقاليد رتق و فتق مفاتيح قبض و بسط آنجا را به قبضهء اعتبار و اعتدال امير عماد الدّين محمود نور كمال باز گذاشته او نيز حسب الفرمان آن امير گردون توان علم عزم به فكر رزم اهل ماوراء النّهر افراخته متوجّه شد . و همچنين در بلاد و ممالك فرق و احزابى را كه سالك مسالك حكومت بودند به خود منضم ساخته كثرت لشكر گردون اثر به جايى رسيد كه هر شام و سحر صداى نقارهء نوبت از بيست و سه موضع طنطنه در گنبد افلاك مىانداخت . و از اطراف ولايات اكابر و اشراف احرام طواف آستانهء امير نجمى بسته به تحف و هدايا بر يكديگر مسابقت مىجستند و التماس همراهى مىنمودند و از اين جمله خطّ قبول بر ناصيهء مأمول عالىجناب امير محمّد مير يوسف كشيده جهت رابطه كه ميان آن جناب و حضرت بابر پادشاه بود ايشان را به عزّ همراهى مباهى ساخته به انواع از اسباب يراق راه سمرقند ممتع و بهرهمند گردانيد . على الجمله ، چون رايات امير نجمى اعلام خجستهاعلام افراشته عازم بلخ گرديد ، از السنه و افواه اين خبر مسموع گرديد كه نوبت ديگر سلاطين بر بخارا و سمرقند مستولى گشتهاند و بابر پادشاه رايت عزيمت به حصار شادمان افراخته ، چون به تفحّص اين واقعه اشتغال نمودند به صحّت رسيد كه واقعه [ 482 ] چنان بوده است كه چون بامداد امراى شاهى حضرت بابر پادشاه از حصار متوجّه شده است و سلاطين آن ممالك را به تمام بازگذاشته متوجّه تركستان شدهاند نواب سدّهء بابرى امرا را رخصت مراجعت درگاه عالمپناه داده خود به سعادت و فرهنگ متمكّن اورنگ بىمانند سمرقند گشته حصار شادمان و ختلان و بدخشان را حسب الحكم همايون به خان ميرزا باز گذاشتهاند . و چون خبر توجّه امراى عظام به عرض سلاطين مىرسد ، نوبت ديگر تجهيز لشكر فرموده عازم بخارا مىگردند و جمعى